تبليغاتX

به حرمت باران, هر گونه کپي برداري, ولو دوستانه, مجاز نـيـسـت

dont leave me !I need you

دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388

آخرین آپ

سلاممممممممممممممممممممممممممم:

چطورین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اومدم خداحافظی اما نه از نوع غمناکش.........ازتون خداحافظی میکنم تا ۲ سال دیگه.چون میخوام شروع کنم واسه کنکور بخونم و شما رو تا شهریور سال ۹۰ به خدا میسپارم....اگه تا اون موقع منو یادتون موند حتما پیشم بیاین خوشحال میشم...........واسم دعا کنید........خودم که خیلی امیدوارم خیلییییییییییییی زیاااااااااااد..خدانگهدار


20:58 | پريا و مهدی |

شنبه دهم مرداد 1388


لبريز ازتو

اين روزها لبريز از توام

و پر از نامت

به حاجتي به درگاهت آمده بودم

اينك تو شدي حاجتم

دانه هاي تسبيحم هر لحظه تو را فرياد ميكند

چه مشتاقم براي نجوا كردن با تو

اين روزها ثانيه اي از يادم نميروي

با تو همه چيز زيباست

زمين آسمان كوه ها

با تو تنها زيبايي ميبينم

ديگر كلام به كار نميآيد

با اين همه مهرت را از من نگير

اين شعرم از طرفه خودم .اسه تو هر چند حالا ديگه..............!

نذار بهت عادت كنم

جدايي سخته گله من

يه روز تو از اينجا ميري

ميشكنه تنها دله من

نذار بهت عادت كنم

تو كه نميموني پيشم

داغه تو رو دلم نذار

نذار كه تو شبه چشات

راهه فرارو گم كنم

نذار بهت عادت كنم

تا كه جدايي سخت نشه

نهاله عشقو بسوزون

تا يه روزي درخت نشه

ما كه بهم نميرسيم

حتي تويه خواب و خيا ل

قسمته ما يكي نشد

حتي تويه فنجونه فال

نميشه اين پله هارو

دوتا يكي كردو رسيد

ديواره سنگه بينمون

نميشه ديوارو نديد.........!

باي

 


18:20 | پريا و مهدی |

دوشنبه پنجم مرداد 1388


وقتي با تو آشنا شدم؛درخت مهربانيت آنقدر بلند بود که هرچه بالا رفتم آخرش را نديدم معجون زيبايت آنقدر شيرين بود که هر چه نوشيدم نتوانستم تمامش کنم. و درياي عشقت آنقدر وسيع بود که هرچه شنا کردم نتوانستم آخرش را ببينم و سرانجام در آن غرق شدم. اي کاش مي توانستي نجاتم دهي

 

سلامممممممممممممممممممممممممممممم............من برگشتم البتهههههههههههههههههههه......با کلی تغیییییر این آپ نیست.......اگه دوست دارین برگردم و هنوز همون دوستایه قبلی هستین نظر بزارین و بگین تا من اپهامو شروع کنم اگه ام نه که میرم.. تا نه خودمو اذیت کنم نه شما دوستایه قدیمیووو  ...منتظرم فعلا بابای


15:4 | پريا و مهدی |